دیگه رفته از یادم

ابزار وبلاگ

*میخوام دوباره شروع کنم*

*میخوام دوباره شروع کنم*
 
نویسندگان
نظر سنجی
نظر شما راجب این وبلاگ چیست؟






سلام دوستای خوبم ببخشید که نمیام به دلیل یه مشکل نمیتونم تا چند روزبیام.ببخشید


[ چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391 ] [ 01:32 بعد از ظهر ] [ Amir ]

دوتا رفیق بودن یکی آبادانی یکی تهرانی آبادانیه اسمش ممد بود تهرانیه اسمش علی.اینا تو خدمت خیلی باهم جورن طوری اگه دوساعت همدیگرو نبینن دلشون برای همدیگه تنگ میشه.بالاخره میگذره و دو سلا خدمتشون تموم میشه.دم در پادگان که داشتن خداحافظی میکردند علی به ممد گفت ممد دوسال خدمتمون تموم شد ولی  رفاقتمون تموم نشد اگه کار خوبی خاصی بیا تهران سراغ من آبادانیه گفت من پول و پله خوبی ندارم ولی اگه زن خوب خواستی بیا آبادان پیش من.یک سال میگذره تهرانیه حوس زن گرفتن میکنه و میره آبادان پیش ممد.میگرده و خونشو پیدا میکنه میره  دم در زنگ میزنه وممد درو باز میکنه و حسابی تحویلش میگیره و بعد از یک هفته پذیرایی گرم علی میگه ممد قرار نبود واسم زن بگیری میگه چرا حتما.میره تو دوست و فامیل و همسایه میگردن ولی علی هیچ کدوم و نپسندید.زمان خداحافظی علی گفت ممد تو به قولت عمل کردی ولی من نپسندیدم.بعدش یک دختر جوان خوشگل و سنگین رنگین میره تو خونه ممدشون.علی میگه ممد من این دخترو میخوام.دختره کی بود؟؟؟؟نامزد آبادانیه.ممد میره با خانوادها و نامزدش صحبت میکنه وبدون اینکه تهرانیه چیزی بفهمه دست نامزدشو میذاره تو دست تهرانیه و میرن تهران.بعد از یکسال آبادانیه گوشه گیر میشه معتاد میشه و مادرش بهش میگه تو که به قولت عمل کردی برو تهران ببین  دوستت برات  کار پیدا میکنه یا نه؟؟ممد میره تهران میگرده خونه علی رو پیدا میکنه یه ساختمون بلند که همه نوع امکاناتی داشت بعد زنگ میزنه یکی گوشی رو بلند میکنه ممد میگه سلام.علی منم ممد.میگه من رفیقی به اسم ممد ندارم و قطع میکنه.ممد با خودش میگه حتما صدام عوض شده من و نشناخته.دوباره زنگ میزنه میگه علی منم ممد از آبادان اومدم  میگه برو اقا من شمارو نمیشناسم.میره روبرو ساختمون تویه سبزه میشینه و با خودش میگه اینم از رفیقم بهتره برگردم.بعد سه نفر رو میبینه که قیافشون به دزدا میخورهبا خودش میگه بهتره که پول برگشتم و بدم بهشون تا کتکرو نخورم اونارو صدا کرد گفت آقا این پول برگشتمه با چند تیکه نون بیا این پول هارو بگیر ولی من و کتک نزن.دزدا میگن اتفاقا ما تازه دزدی کردیم بیا این پنجاه تومن هم  مال تو.آبادانیه پول و میگیره و با خودش میگه با این پول یه دست کت وشلوار میخرم و به حموم عمومی  میرم و یه اصلاح میکنم و برمیگردم آبادان و به مادرم میگم رفیقم برام کار گرفت ولی من نخواستمخلاصه میره حموم و یه اصلاح میکنه ویه تیپی میزنه و تا میخواد سوار تاکسی بشه یه زنه با ماشین بهش میگه بیا سوار شده بعد آبادانیه میگه خانم من بچه تهران نیستم بچه شهرستانم از همه گول خوردم نذار از شما گول بخورم.زنه گفت از تیپت خوشم اومد میخوام واسم کار کنی.میرن جایی که زنه کار میکنه یه فروشگاه زنجیره ای بزرگ بود.یه غرفشو میده به آبادانیه.به برکت دست آبادانیه کار زنه میگیره بعد شش ماه زنه به آبادانیه میگه واقعا مردی اگه میخوای بیا با دخترم ازدواج کن.از دواج میکنن و بعد یه مدت دختره میگه ممد امشب تو بالا شهر یه مجلس شراب خوری داریم میای بریم؟؟میگه باشه خلاصه میرن به مجلس و یه گوشه مجلس میشینن او نجا نامزد سابق آبادانیه بود.آبادانیه میگه ساقی اول من.میکه پک اول و بزنید بخاطر اون رفیقی که قول داد و به قولش عمل نکرد.پک اول و میزنن.میگه پک دوم و بزنید بخاطر اون سه تا دزدی که بهم پول دادن همه میزنن.میگه پک سوم و بزنید بخاطر اون زنی که بهم کار داد واین دختری که زنم شد همه میزنن.هرچی که گفت به این تهرانیه پروند.به تهرانیه بر میخوره و میگه ساقی دوم من.پک اول و بزنید بخاطر اون رفیقی که قول داد و به قولش عمل کرد.همه میزنن.میگه پک دوم و بزنید بخاطر اون سه تا دزدی که دزد نبودن و من فرستادمشون همه میزنن.میگه پک سوم بزنید بخاطر اون که قسم خوردم نگم ولی میگم بخاطر اون زنی که مادرم بود و اون دختری که خواهرم بود.

 

 

تقدیم به همه رفیقای با مرام




[ جمعه 18 فروردین 1391 ] [ 10:24 قبل از ظهر ] [ Amir ]

سلام.الان که این مطلبو مینویسم تصمیم واقعی خودم و گرفتم .نمیخوام دیگه هیچوقت اسم نگار رو لبام نیاد میدونم قبلا هم قول داده بودم و پا زیر قولم گذاشتم و حتما شما میگید که اه باز دوباره قول میده و فردا دوباره راجبش مینویسه ولی این قول از اون قولاییه که پاروش نمیذارم. الان میخوام تمام پیامهاشو که بعد از این همه وقت تو گوشیم مونده رو پاک کنم .تمام هدیه هاشو تمام حرفای عاشقانه یا دروغای قشنگشو که روی کاغذ آورده بود و و تمام هدیه هاشو و خیلی از خاطراهاشو از بین ببرم.میخوام واسه همیشه اون و تو مذارع قلبم خاک کنم.میدونم خیلی سخته ولی غیر ممکن نیست پس اجازه بدید آخرین حرفامو که دلم بهم میگه به شما هم بگم.یه طرف دلم میگه برمیگرده طرف دیگه میگه ولش کن چیزیکه زیاده عاشق.درست گفت عاشق خیلی زیاده ولی خداییش از هر صد نفر چند تا عاشق واقعی داریم که حاظر باشه بخاطر معشوقش  جونشو واسش قربونی کنی؟؟؟؟اگه عاشقی این حرفمو گوش کنم فک نکن میخوام نصیحتتون کنم بخدا در سطحی نیستم که بخوام شما عزیزارو نصیحت کنم.اگه کسیرو واقعا دوستداری نذار هیچوقت کمبود تورو حس کنه و وقتی با اونی از هیچی نترس.هیچوقت واسه پول کسی عاشقش نشو نمیگم پول بده .پول واسه کسی خوشبختی نمیاره و فقط راه خوشبختی رو واست باز میکنه.خیلی ساده میگم من از یک خانواده کاملا معمولی هستم ولی با تمام سختی ها کل خانوادمون جونشون و واسه هم میدن.بگذریم نگار از یه خانواده تقریبا پولدار بود ولی بخدا قسم هیچوقت به پولش فکر نکردم.بخدا اون و واسه خودش و وجودش میخواستم ولی دیگه از کنارم رفته و بایکی که نمیدونم چی راجبش بگم... محسن همه چیزش خوبه  و شاید خیلی خیلی از من بهتر باشه ولی به خودش اجازه داده به اون دختر پاکی که یه روزی من واسش میمردم به چشم طعمه نگاه کنه .بگذریم .نگار خانم این حرفارو نزدم که دلت برام بسوزه فقط خواستم تو انتخاب کسی که میخوای بهش تکیه کنی دقت کنی .نمیگم من خیلی از پسرا هستن که اگه عاشق کسی بشن جونشو نو واسش میدن.امیدوارم همیشه همون دختر پاکی که من میشناختم باشی اگه من و تو خیابو یا تو شهر دیدی فکر کن من و نمیشناسی و اصلا فکر نکن که دلمو شکوندی تو نمیشکوندی یکی دیگه میشکوند.سرت و بالا بگیر و ازم خجالت نکش.نمیدونم من بد بودم که تو قرعه کشی زمونه اسم من در اومد و تو هم مامور اجرای قرعه کشی بودی و طبق رسم زمونه دلمارو خوردش کردی .بزرگترین آرزوم اینه که واسه یک روز جاهامون عوض بشه و بتونم ببینم که هر روز  مثل من گوشه اتاقت بشینی و پیش خدا التماس کنه ولی حاضر نیستم که اشکاتو ببینم.یه نصیحت بت میکنم اگه کسی رو دوست داری بذار آب پاک چشات واسش بریزه.قول میدم که هیچوقت من و دیگه هیجا نبینی.میگن اولین عشق آدم هیچوقت از یاد آدم نمیره ولی من قول میدم که برعکس این حرفو ثابت کنم.میدونم تنها بودنم الان آرزوته.ولی بدون یکه هم هست که وقتی مردم یه شاخه گل روی مظارم بذار.پس ختم کلام روز قیامت میبینمت .بای.دوستای خوبم ببخشید تو این مدت اذیتتون کردم. 




[ یکشنبه 13 فروردین 1391 ] [ 08:44 بعد از ظهر ] [ Amir ]

سلام.ببخشید دوباره میخوام سرتون رو درد بیارم.اگه مطلب قبلی رو خوانده باشید قول داده بودم دیگه راجب نگار ننویسم ولی ببخشید که زیر قولم میزنم نمیتونم راجبش ننویسم.دوروز دیگه سالگرد دوستیمونه و نمیدونم چطوری دلمو آروم کنم.موندم جشن یکساله شدن عشقمون و چطور تنها جشن بگیرم.اونم بخاطر این که من و کامل خورد کنه دیشب بهم با یه شماره ناشناس پیام داد آخه من قبلا بهش چند بار پیام دادم که برگرده در واقع منت کشی کردم بخدا اگه عاشق واقعی  باشی هزار تا کار بدتر از منت کشی میکنید.بگذریم دیشب  داشتیم با پسر عمه ها و پسر عموها قلیون میکشیدیم که بهم اس داد و گفت سلام گفتم سلام شما؟؟گفت منم نگار چیکار داری اینقدر به خطم اس میدی؟؟گفتم تو روخدا برگرد گفت برو بابا دلت خوشه وقتی از تو با حال تر دارم چرا باید برگردم؟؟گفتم تو که یه روزی واسم میمردی پس چی شده آرزوی مرگمو داری؟؟؟؟؟ چیزی نگفت گفتم سالگرد دوستیمو چطور جشن بگیرم گفت برو بمیر و گفت دیگه به این خط اس نده که روزگارت سیا میشه.گفتم بچه میترسونی؟؟؟؟ گفت نه خط عمومه .گفتم چطور محسن اجازه داد بهم اس بدی گفت بهش قول ..... داده بودم.گفتم بیا اینم مدرک که عاشقت نیست و فقط میخوتد حوسشو خالی کنه.گفت نخیرم گفت باشه اصلا عاشقته.وقتی گفت بخاطر اس دادن به من قراره باهاش ....کنه خون جلو چشامو گرفت آخه حاضر نبودم کسی بهش نگا کنه و لمسش کنه.از دیشب دربه در شماره محسن شدم و فقط منتظرم اون و یجا تنها گیر بیارم.بخدا قسم اینقدر میزنمش که دیگه دور دختر جماعت خط بکشه     به نظر من البته نظر شخصی منه که کسایی که عاشق هم هستن نباید هیچوقت به هم به چشم حوس نگاه کنن.نمیگم خودم نگا نکردم به دختر مردم خیلی هم کردم ولی مث محسن احمق اجازه ندادن به نگار به چشم حوس نگاه کنم.بگذریم.ببخشید که تو یکی از روز های اول سال ناراحتتون کردم.به قرآن قسم دیگه اسم نگارو و محسن و تو وبم نمیبینید ودیگه هیچ مطلبی راجبش نمیذارم.




برچسب ها: نگار،
دنبالک ها: مطلبی که قول داده بودم راجب نگار ننویسم،
[ دوشنبه 7 فروردین 1391 ] [ 11:57 قبل از ظهر ] [ Amir ]
شیشه ای میشکند...یک نفر میگوید: شایداین رفع بلاست، دیگری میگوید شیشه ی پنجره راباد شکست؟
دل من سخت شکست هیچ کس هیچ نگفت، غصه ام رانشنید، ازخودم میپرسم ارزش قلب من از شیشه ی یک پنجره هم کمتر بود؟!؟!


[ جمعه 4 فروردین 1391 ] [ 06:53 بعد از ظهر ] [ armita ]

سلام.امیدوارم حال همتون خوب باشه.ببخشید که دیر آپ کردم.آخه خودتون میدونید شکست عشق با آدم چیکار میکنه؟آدمو تو جوونی پیر میکنه.ولی یه خبر خوب دیگه از اون دختره که نمیدونم اسمش چی بود فکر کنم نگین بود نه نه ببخشید نگار بود.دیگه از اون متنفر شدم نمیدونم دلیلش چیه؟؟

ولی حالا که فکر میکنم میبینم خیلی بهتر شد که ازش جدا شدم.یه دنیا خوشحالم.یادش بخیر وقتی که ولم کرده بود چند روز بعدش روز تولدم بود و تو روز تولدم اینقدر گریه کرده بودم که خدا میدوونه.تولد بعدیمو میترکونم.راستی از آقا محسن عشق در حال حاضر نگار خانم واستون بگم نمیدونه با یه شیطان دوست شده شیطانی که وجود آدمو میخوره و همرو با خودش غرق میکنه.

محسن فکر میکنه با کی دوست شده.نمیدونم کی هستش که بزنم دوتایشون رو بکشم خدا میدونه. به خاک داییم قسم خوردم که دیگه نگاهشم نکنم حتی از دور.خلاصه بگذریم.این آخرین مطلبیه که راجب اون دوتا قناری عاشق مینویسم.ممنون از همه دوستایی که من و دلداری دادن.

 




[ شنبه 20 اسفند 1390 ] [ 06:53 بعد از ظهر ] [ Amir ]

سلام.خدایا این دفعه نه از تو گله دارم و نه از روزگار.میخوام حرف دلم که  خیلی بد شکسته شده مثل شیشه ای که هزار تا  سنگ باهم به طرفش پرتاب شده دیگه چی ازش میمونه فقط یه تیکش سالمه که اون تیکه رو خودم خوردش میکنم تا چیزی ازش نمونه.نمیخوام اسم کسی رو که شکوندش رو ببرم آخه خودت پاکترین و در عین حال سنگدل ترین دختر دنیارو میشناسی.بذار امشب درد دلمو خالی کنم.دوستای خوبم که این حرفارو میشنوید فکر نکنید که پسر سنگدلی هستم نمیگم مهربونم ولی مثل اون تا این حد بیرحم و سنگدل نیستم.نمیتونم طاقت بیارم تا کی بریزم تو خودم؟؟؟؟نگار خانم امیدوارم هیچ وقت تو زندگیت خوشبخت نشی و دل به هرکس میبندی دلتو زیر پاهاش له کنه.امیدوارم تو زندگیت هیچوقتغم از دلت پر نکشه وبرعکس شادی از دلت پر بکشه وبره دیگه بر نگرده.از خدا میخوام داغ خانوادرو بذاره رو دلت .از خدا میخوام به صفر برسی ونتونی دوباره از صفر شروع کنی.امیدوارم تو زندگیت همیشه سگدو بزنی و به هیچ کدوم از آرزوهات نرسی.حرف آخرم راجب تو.خیلی پست و سنگدلی.خدایا خوشبختش نکن.دوستای خوبم که این درد ها و نفرین هار و خوندید .کمکم کنید و بهم بگید تا چطوری فراموشش کنم.خداحافظ خانمی.

 




طبقه بندی: شکست عشق=مرگ،
[ چهارشنبه 10 اسفند 1390 ] [ 07:39 بعد از ظهر ] [ Amir ]

                              (مبارک باشه)

سلام گلم (نگار).ببخشید که نتونستم مثل یه باغبون خوب ازت نگهداری کنم-واسه همین تا آخر عمرم پشیمونم.امیدوارم کسی که تازه تورو بدست آوورده یا بذار اسمشو بگم امیدوارم آقا محسن که تورو تازه بدست آورده و خیلی هم دوسش داری خوب ازت نگهداری کنه.خدایا خودت شاهد بودی بهش گفتم برگرد گفت برو گمشو آشغال عوضی خواهش کردم گفت گمشو به پاهاش افتادم ولی دوباره........

گلم(نگار)میتونستی با گفتن یه دوست دارم ساده پا روی غرور خودت بذاری .بگذریم از تو گله ندارم این بخاطر سرنوشتمه..خدای خوبم کمکش کن هرجا که هست تو هر نقطه جهان خوشبخت بشه و اگه واقعا محسن و دوست داره نذار تو این کار شکست بخوره و بذار بهش برسه.وقتی بهش گفتم دوباره برگرد پیشم بهم گفت دیگه گول دروغاتو نمیخورم ولی کدوم دروغ؟؟هیچوقت راجب احساس  خودم نسبت بهت دروغ نگفتم.به نظرت چقدر طول میکشه تا زخم خنجرت از بین بره؟؟یک ماه؟سه ماه؟یک سال؟دوسال؟ولی زخمش تا ابد رو پشتمه زخمی که وقتی بهم گفتی دوست دارم بمیری رو پشتم ایجاد شد.نگار گوش کن.نمیتونم واسه اینکه عشق جدید پیدا کردی واست گل بفرستم ولی گرانبها ترین چیزمو واست میفرستم که هیچ پولی نمیتونه اون و بر گردونه اونم اشکامه.اشک هایی که تو تنهایی جاری میشه .اگه هزار تا دریارو بدن بازم کمه.دعای آخرم واست اینه خدایا:خوشبختش کن.فقط قدر عشقتو بدون و نذار کسی جاشو بگیره خوش به حال محسن که تو رو داره.خدا حافظ.از طرف عشق قبلیت یا بهتره بگم بازیچه قبلیت امیر




[ پنجشنبه 4 اسفند 1390 ] [ 02:53 بعد از ظهر ] [ Amir ]

سلام خدا جونم.نمیدونم حرفامو میشنوی یا نه؟اگه میشنوی چند دقیقه کاراتو بذار کنار به حرفام گوش کون.امشب میخوام تمام حرفامو باهات بزنم ولی نمیدونم از کجا شروع کنم.آخه تو این مدت که فراموشم کردی همش بد آوردم.نمیدونم چه کاری کردم که دیگه از یادت رفتم.خدایا با این کارات داری آتیش به جونم میزنی و همیشه دلخوشی هامو نابود میکنی.گناهم چی بود؟؟؟عاشق شدم.گناه بود؟؟اگه گناه بود چرا اون و تو دل من و خیلی های دیگه گذاشتی؟؟؟؟چرا دل هر جوونی رو میدم دست یکی دیگه و اونم خیلی ساده حتی ساده تر لز به زبون آووردن کلمه خیر ساده اون و میشکنه وزیر پاهاش له میکنه؟؟خودت میدونی اون رفته حالا باید چیکار کنم؟؟چقدر گریه؟چقدر زاری؟؟؟    همه چی مو گرفتی ولی چرا عشقمو گرفتی آره درسته نگار و میگم میدونستی نقطه ضعفمه واسه همین من و از درون نابود کردی.میدونستی که حاضرم بمیرم ولی اون طعم غم و نکشه.شاید تقصیر من باشه که زود رنجم میدونم حلا پشت من زخمی خنجر یک رفاقته اگه پاداش خوب بودنم اینه پس بذار تا آخرش عذابشو بکشم تا تا قطره آخرم بسوزه.به خداییت قسم دوستی من نه از روی حوس بود و نه ازروی دروغ.بیشتر این حرفا سوال قلب عاشقایی هستش که دارن میسوزن.اگه بهم توجه داشتی وقتی داشتم این مطلب و رو کاغذ مینوشتم کاعذ خیس شده بود نمیگم چرا چون واست اهمیت نداره.اگه این اتفاقا تقصیر منه جرمم چیه؟؟؟اگه نمیخوای نگار مو برگردونی دیگه هیج کجا کمکم نکن نیازی به کمکت ندارم.میدونم خیلی ها که این مطلب و میخونن دارن بهم میخونن دارن بهم میخنده ولی آهای تو که داری میخندی امیدوارم هیچوقت تو زندگیت داغ عشق و نبینی اگه دیدی اون موقع میفهمی چی کشیدم.هی چی دارم میگم خدا کجاست ؟من ندیدمشاینقدر سرش شلوغه که یکی باید مثل شمع بسوزه تا دلش خنک بشه.خدایا تو میتونی آتیش این شمع و خاموش کنی پس نذار عمر این شمع روز به روز کمتر بشه.اگه شنیدی برش گردون اگر هم  برش نمیگردونی ازت ناراحت شدم. به نظرت دیوونه ام آره دیوونم دیوونه ی عشق اون.خدایا خواهش میکنم




[ شنبه 29 بهمن 1390 ] [ 07:44 بعد از ظهر ] [ Amir ]

 

اما هیچکس اونو مثل من دوست نداشت






طبقه بندی: شکست عشق=مرگ،
[ چهارشنبه 26 بهمن 1390 ] [ 01:01 بعد از ظهر ] [ Amir ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 5 :: 1 2 3 4 5

درباره وبلاگ

یادته یه روز بهم گفتی هر وقت خواستی گریه کنی برو زیر بارون که نکنه نامردی اشکاتو ببینه و بهت بخنده ...گفتم اگه بارون نیامد چی؟ گفتی اگه چشمای تو بباره اسمون گریش میگیره ...گفتم :یه خواهش دارم وقتی اسمون چشمام خواست بباره تنهام نذار - گفتی به چشم ...حالا من دارم گریه می کنم و آسمون نمی باره ........تو هم اون دور دورا ایستادی به من می خندی .





سلام ممنون از اومدنتون به این وب امیدوارم لذت ببرید راستی نظر یادتون نره هرکی نظر نده بیمعرفته با تشکر مدیر وبلاگ




هرکس همنفسم بود دست اخر قفسم بود من ساده به خیالم که همه کار و کسم شد اون که عاشقانه خندید خنده های منو دزدید زیر چشم مهربونی خواب یک توطه میدید...........


راستی این شمارمه 09369724809اگه کاری داشتید میتونید مستقیما بهم خبر بدین!
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
قوانین این وبلاگ

1-سعی کنید نظر خصوصی نذارید غیر از بعضی از بچه ها که خودشون میدونن
2-نظر های توهین آمیز و تهدید امیز نذارید که فقط خودتون و خسته میکنید
3-هر موقع که دوست داشتید میتونید به شمارم پیام بدید سعی میکنم سریع جواب بدم
4-اگه از وبم خوشتون اومد لطفا و دوست دارید که من و لینک کنید حتما قبلش بهم خبر بدید
5-اگه میتونین حتما نظر بذارین
6-این وب فقط غمگینه و لطفا کسانی که از غم متنفرند وارد نشوند
7-
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
زمان آخرین بازدید
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

ساخت كد صوتی آنلاین

FreeCod Fall Hafez

كد تقویم